حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
668
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
شريف مرتضى بود . وى تفسير منظم بر همه قرآن نداشت بلكه مجموعهاى داشت بنام " امالى " در شعر و ادب كه ضمن آن قسمتى از آيات قرآن را بروش معتزلى تفسير كرده بود و از پيشوايان معتزله چون جبائى و ديگران اقتباس كرده بود . باطنيان نيز قرآنرا دستاويز نشر عقايد خود كرده بودند و بسيارى آيات را بخلاف عقايد مسلمانان تفسير ميكردند از جمله درباره آيه دهم تا سيزدهم سوره نوح كه گويد : " گفتمشان از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه وى آمرزگار است تا آسمانرا بباران فراوان بر شما گمارد و شما را بمالها و فرزندان كمك كند و برايتان بهشتها پديد آرد و برايتان جويبارها پديد آرد . " گفتند كه " آمرزش بخواهيد " يعنى از خدا بخواهيد كه از اسرار مذهب باطنى واقفتان كند " آسمان " يعنى امام " و باران فراوان " علم است كه از امام بر كسان ريزد . " مالها " يعنى علم و " فرزندان " يعنى كسانى كه دعوت باطنى را پذيرفتهاند " بهشتها " دعوت باطنى است " جويبارها " علم باطنى است . " و هم آيه سيزدهم از سوره حشر را كه گويد : " مانند شيطان آندم كه به انسان گويد كافر شو و چون كافر شود گويد من از تو بىزارم كه من از خدا پروردگار جهانيان بيم دارم گفتند : " شيطان عمر خطاب است و انسان ابو بكر و كفر انكار امامت على " و هم در آيه پنجم سوره الرحمن كه گويد : " آفتاب و ماه حسابى دارد " گفتند " آفتاب و ماه يعنى حسن و حسين " و نيز گفتند : " در قرآن همه جا آدم و ابليس يعنى على و ابو بكر كه مأمور اطاعت على بود و نكرد و تكبر ورزيد . حديث حديث از منابع قانونگزارى اسلام است . بقرن دوم گروهى محدثان بزرگ بودند كه مهمتر از همه مالك بن انس بود ( 179 ) به مدينه و حماد بن سلمه ( 176 ) ببصره و سفيان ثورى ( 161 ) بكوفه و اوزاعى ( 181 ) بشام . بدوران دوم عباسى كه از آن سخن ميكنيم ، احمد بن حنبل ( 241 ) بصف محدثان بزرگ بود كه مخالف خلق قرآن بود و در اينراه رنج فراوان ديد ابن -